اين روز ها

غم بالا می آورم توی آینه

هرچه خندیده بودم توش هست ٬

امید هایم شناورند و

 راه نفسم را یک آه  دراز و مارپیچ هی می بندد.

 

از خواب فرار می کنم و صدای قلبم همش می کوبد

توی دلم دسته ماتم را افتاده

دنیام سیاه می پوشد

 

انگار لبخندم توی گلدان گلی خشکیده باشد

هر صبح دریغ از یک جوانه !

باز پوتین پا می کنم و

می مانم زیرش!

 

/ 2 نظر / 13 بازدید
نسرين

شب سرودش را خواند! ...